صفحه نخست / شبانی / بخشش و رهایی 

بخشش و رهایی 



آن سال، زمستان زودتر از سال‌های قبل به آلاسکا رسید. قشر ضخیمی از یخ سطح دریا را پوشاند و آن را برای نهنگ‌ها تبدیل به قبری ساخت که می‌بایست در اثر خفگی در آن زنده به گور شوند. خوشبختانه چند ماهیگیر متوجه موضوع شدند و به سرعت سوراخی در یخ ایجاد کردند تا این پستانداران عظیم‌الجثه بتوانند برای تنفس به سطح آب بیایند. نهنگ‌ها به هوای آزاد دسترسی یافتند و آزاد شدند. 

مسیحیان نهنگ‌وار!    

مسیحیانی که قلبی نابخشنده دارند، بسیار شبیه آن نهنگ‌هایی هستند که بدون هوا در زیر یخ گیر افتاده بودند، چون آنها وقتی تصمیم می‌گیرند آنانی را که دلشان را جریحه‌دار کرده‌اند نبخشند، مانند آن نهنگ‌ها از هوایِ تازۀ روح خدا محروم می‌شوند و به تدریج خود را از نظر روحانی می‌کُشند. چنین مسیحیانی مسح خدا را از دست می‌دهند و به شهادت خود در مورد جلال مسیح لطمه وارد می‌کنند. در نقطه مقابل، مسیحیانی که روح بخشایش دارند، مانند نهنگ‌هایی هستند که سوراخ‌های ضروری برای تنفس را در یخ پیدا می‌کنند و از هوای آزاد بهره می‌برند. چنین مسیحیانی در مسیر آزادی روحانی گام بر می‌دارند. من شاهد ویرانی کلیساها و خدمات بسیاری بوده‌ام که علتش همین روحیه عدم بخشایش بوده، و سخنان و رفتارهای حاکی از انتقام که به دنبال آن می‌آید. من واعظانی را دیده‌ام که در مورد محبت مسیح و بخشایش موعظه می‌کنند، اما در مورد دیگران فریاد نفرت سر می‌دهند و برادر و خواهر خود را تحقیر می‌کنند، چون گرفتار روح عدم بخشش هستند. شاید در مورد بخشایش موعظه کنید و با تمام قلب خود باور داشته باشید که این امری است الاهی؛ اما آیا مطمئنید که آنانی را که به شما ناسزا گفته‌اند و قلب‌تان را جریحه‌دار کرده‌اند بخشیده‌اید؟ در این آخرین بخش از موضوع مهم قدرت بخشش کتاب‌مقدسی، می‌خواهم آن «شواهد کتاب‌مقدسی» را با شما در میان بگذارم که نشان می‌دهند از روحیه عدم بخشش آزاد شده‌اید. 

۱- بخشایش واقعی ما را از نیاز به سخن گفتن درباره چگونگی صدمه دیدن از سوی دیگران، آزاد می‌کند
بارها شنیده‌ایم که شخص می‌گوید فلانی را بخشیده است، اما از صحبت کردن درباره او باز نمی‌ایستد. وقتی درباره این می‌اندیشیم که خدا چگونه ما را بخشیده است، پی می‌بریم که یکی از حقایق مهم این است که وقتی خدا ما را می‌بخشد، گناهان‌مان را از مقابل دیدگان خود دور می‌سازد. 
مزمورنویس فریاد شادی سر داده، می‌نویسد: «به اندازه‌ای که مشرق از مغرب دور است، به همان اندازه گناهان ما را از ما دور کرده است» (مزمور ۱۰۳: ۱۲). پطرسِ رسول به هنگام موعظه‌اش فرمود: «توبه و بازگشت کنید تا گناهان شما محو گردد و تا اوقات استراحت از حضور خداوند فرا برسد» (اعمال ۳: ۱۹). در اینجا گفته می‌شود که توبه سبب محو شدن گناهان‌مان می‌شود؛ یعنی اینکه خدا دیگر آنها را نمی‌بیند و چنین اعتمادی برای روح ما آرامی به ارمغان می‌آورد. چه آسودگی خاطری می‌توانیم داشته باشیم وقتی که به گناهان خود به حضور خدا اعتراف می‌کنیم چون می‌دانیم که به محض اینکه گناهان ما را بخشید، دیگر راجع به آن با دیگران سخن نمی‌گوید! اما سوال این است که با برخورداری از چنین تجربه شیرینی، چرا هنوز درباره خطاهایی که دیگران در حق ما کرده‌اند، سخن می‌گوییم اگر واقعا آنها را بخشیده باشیم؟ برای این، فقط یک پاسخ متصور است و آن اینکه هنوز می‌کوشیم آنها را تنبیه کنیم. وقتی می‌کوشیم دیگران را به خاطر خطایی که نسبت به ما مرتکب شده‌اند تنبیه کنیم، بار دیگر مرتکب گناه می‌شویم، چرا که کلام خدا با قاطعیت فرموده است: «ای محبوبان، انتقام خود را مکشید، بلکه خشم را مهلت دهید، زیرا مکتوب است خداوند می‌گوید که انتقام از آن من است، من جزا خواهم داد» (رومیان ۱۲: ۱۹). 

۲- بخشایش واقعی را از این حقیقت می‌توان باز شناخت که آنانی که بخشیده‌ایم، احساس کنند مورد پذیرش و محبت قرار دارند و دیگر نیازی نیست هراسان باشند. 
«در محبت ترس نیست، بلکه محبت کامل ترس را بیرون می‌راند، زیرا ترس از مکافات سرچشمه می‌گیرد و کسی که می‌ترسد، در محبت به کمال نرسیده است» (اول یوحنا ۴: ۱۸ هزاره نو). اخیرا با شادی دریافتم برادری که او را رنجانده بودم، از سوی خدا هدایت شده که مرا ببخشد. آنچه که این بخشایش را واقعی‌تر کرد این بود که همراه بخشش، محبتش را هم نثار من کرد. هرگز فراموش نخواهم کرد که چگونه مرا در آغوش گرفت و این کارش، باعث شد که هر ترسی از دلم رخت بربندد. اگر آنانی که ادعا دارید بخشیده‌اید، از شما دوری می‌کنند یا در حضور شما احساس ناراحتی می‌کنند، شاید لازم باشد بیشتر تلاش کنید که به آنها نشان دهید به راستی آنان را بخشیده‌اید. 

۳- بخشایش واقعی مشتاق است که طرف مقابل از احساس خطا آزاد شود
گاه می‌خواهیم به او بفهمانیم که گرچه او را بخشیده‌ایم، اما هنوز می‌خواهیم دچار عذاب وجدان باشد. در ما میل غریبی وجود دارد به اینکه ببینیم طرف مقابل به واسطه عذاب وجدان تنبیه می‌شود. وقتی از خدا آمرزش را دریافت می‌کنیم، او می‌خواهد ما از احساس گناه و عذاب وجدان آزاد باشیم. همین روحیه را در یوسف می‌بینیم؛ او برادرانش را به خاطر اینکه او را به بردگی فروخته بودند، بخشید. «و حال، رنجیده مشوید و متغیر نگردید که مرا بدینجا فروختید، زیرا خدا مرا پیش روی شما فرستاد تا نفوس را زنده نگاه دارد» (پیدایش ۴۵: ۵). یوسف این مرد خدا، قادر بود ببخشد همانگونه که خودش بخشیده شده بود؛ او تصویر بزرگ‌تری را می‌دید که در آن، خدا دست اندر کار بود. او می‌خواست برادرانش هم آرامش الاهی را تجربه کنند. 

۴- وقتی دیگران را به شیوه الاهی می‌بخشیم، مشتاق می‌شویم که ایشان را از تحقیر شدن و شرمسار گشتن محافظت کنیم.
برای این منظور، ایشان را به خاطر کاری که کرده‌اند، به باد تمسخر نمی‌گیریم. در اکثر اوقات، اصلا دیگر موضوع را به روی ایشان نمی‌آوریم، فقط ایشان را می‌بخشیم. فکر می‌کنم یکی از بهترین نمونه‌ها در این زمینه دکتر ویلیام میلر باشد که بیش از چهل سال در ایران مشغول خدمت خداوند بود. او یک کت نظامی داشت که برادرش به او داده بود. یک روز این کت ناپدید شد و این موضوع باعث پریشانی خاطر او گشت. بعد متوجه شد که کت را دزدیده‌اند. روزی او در خانه دوست نزدیکی مهمان بود که دید آن کت به دیوار آویخته است. دکتر میلر دوستش را به خاطر دزدیدن آن کت بخشید و هرگز موضوع را به روی او نیاورد و به این ترتیب، آبروی او را نبرد. او دوستی دوستش را بیش از آن کت ارج نهاد و بر آن شد که نقش روح‌القدس را بازی نکند و داوری را به خدا بسپارد. گویا دکتر میلر کلام خدا را به خوبی می‌دانست که می‌فرماید: «هر یک دیگری را بیشتر از خدا اکرام نماید» (رومیان ۱۲: ۱۰). 

۵- آخرین نشانه بخشایش واقعی، دعای طلب برکت الاهی برای آنانی است که ما را آزرده‌اند.
عیسی نمی‌توانست این را روشن‌تر از این بیان کند وقتی که فرمود: «اما من به شما می‌گویم که دشمنان خود را محبت نمایید... و به هر که به شما فحش دهد و جفا رساند، دعای خیر کنید» (متی ۵: ۴۴). چقدر ساده است که دعا کنیم و بگوییم: «خداوندا به او درسی بده» یا «خدایا بگذار آنچه را که کاشته، درو کند». اما آنگاه که برای خطاکاران خود دعای خیر می‌کنیم، طبق خواسته خداوندمان عمل می‌کنیم. آری، ما از خدا می‌طلبیم که همسر بی‌وفای‌مان، یا والدین نامهربان‌مان، یا کسی که زندگی‌مان را از هم پاشیده، برکت دهد. ما این واکنش الاهی را در استیفان مشاهده می‌کنیم، آنگاه که چون سنگسار می‌شد، دعا کرد و گفت: «خداوندا، این گناه را بر اینها مگیر» (اعمال ۷: ۶۰). 

واقعیت فیضِ خدا در این جهان، به بارزترین وجه از طریق قدرت بخشایش متجلی می‌شود. وقتی این پنج خصوصیت در زندگی واقعی ما دیده شود، آیا می‌توان شک کرد که مسیح در ما ساکن است و قدرتش در کار می‌باشد؟


 

#نداگر

 




شبان، معلم ، مدیر سازمان تعلیم، و بنیانگذار مجله شبان است ...

 

رفتن به بالا